دوران نقاهت
به نام خدا...
بردیا جونم خدا رو شکر بهتری مادر...
بعد از دوبار رفتن پیش آقای دکتر... وخوردن یه عالمه داروهای بدمزه وکلی غر غر ...
دو روزه که مامانی باز مثل قبل با صدای آواز خوندن تو از خواب بیدار میشه... البته یه کم بد اخلاقی و باید همه جور ادا در بیارم
تا شاید یه لبخند تحویل مامان بدی...
لبخند تو خلاصه ی خوبی هاست
لختی بخند خنده ی گل زیباست
دیشب داشتم وب گردی میکردم...
یه چیزی کشف کردم.... یه ویروسی هست به اسم روزئلا ...که بعد از چند روز تب بدن نی نی ها دونه های قرمز میزنه و این نشانه ی پایان دوره ی بیماریه.... سه روزه که بدنت دونه های قرمز رده.... خدا کنه که همین ویروسه باشه و حساسیت نداشته باشی عزیزم...
بد جوری ذهنم درگیر این دونه هاست...
به نظرم یه کم از لپای خوشگلت آب شده... ولی وزنت کم نشده!! به قول مامان بزرگا... ماشالللله قد کشیدی...
دیگههههه
دوست دارم ... خودت میدونی چند تا!!!




دوران نقاهت
